دعای شریف صنمی قریش

 

دعای شریف صنمی قریش (دو بت قریش) که مولی الموحدین یعصوب الدین امیرالمومنین اسدالله الغالب علی بن ابی طالب علیه السلام هر شب در نماز شبشان قرائت می فرمودند

 

‌أللَّهُـمَّ صَـلِّ عَـلی مُـحَمَّـدٍ وَ آلِ مُحَـمَّـدٍ‌ أللَّهُمَّ العَـن صَنَمي قُرَیشٍ وَجِبتَیهَا وَ طاغُـوتَیها وَ إفکَـیها وابنَـتَیهِمَا اللَّذَینِ خالَفا أمرَکَ وَ أنکَرا وَحـیَکَ وَ جَـحَدا إنعـامَکَ وَ عَـصَیا رَسِولَکَ وَ قَـلَّبا دینَکَ وَ حَرَّفا کِتابَکَ وَ عَـطَّلا أحکامَکَ وَ أبطَلا فَـرائِضَکَ وَ اَلحَدا في آیاتِکَ وَعـادَیا اَولِیائِکَ وَ والَیا أعدائَکَ وَخَرَّبا بِلادَکَ وَأفـسَداعِبادَکَ.‌أللَّهُمَّ العَـنهُما وَأتباعَـهُما وَ اَولِیآءَهُما وَاَشیاعَهُما ومُحِبّیهِما فَـقَـد أخرَبا بَیتَ الـنـُّبـُوَّةِ وَرَدَما بابَهُ وَنَقَـضا سَقـفَهُ وَ ألحَـقا سَـمـآئَهُ بِأرضِهِ وَعالِیهُ بِسافِـلِهِ وَ ظاهِرَهُ بِباطِـنِهِ وَأستَاصَلا أهلَهُ وَ أبادا أنصارَهُ وَ قَتَلا أطفالَهُ وَ أخلَیا مِنبَرَهُ مِن وَصِیِّهِ وَ وارِثَ عِلمِهِ وَجَحَدا إمامَتَهُ وَأشرَکا بِرَبِّهِما فَعَـظِّم ذَنبَهُما وَ خَلِّدهُـما في سَقَرٍ وَ ما أدراکَ ما سَقَـرٍ لاتُبقي وَ لاتَذَر. ‌أللَّهُمَّ العَـنهُم بِعَـدَدِ کُلِّ مُنکَرٍ أتَوهُ وَ حَقٍّ أخفَـوهُ وَ مِـنـبَرٍعَلَوهُ وَ مُؤمِنٍ أرجَوهُ وَ مُنافِقٍ وَلَّوهُ وَ وَلِّيٍ آذَوهُ وَطَـریدٍ آوَوهُ وَ صادِقٍ طَـرَدُوهُ وَ کافِـرٍ نَصَـرُوهُ وَ إمامٍ قَهَـرُوهُ وَ فَرضٍ غَـیَّرُوهُ وَ أثَرٍ أنکَرُوهُ وَ شَرٍّ آثَرُوهُ وَ دَمٍ أراقـُوهُ وَ خَبرٍ بَدَّلُوهُ وَ کُفـرٍ نَصَبوه وَ إرثٍ غَصَبُوه وفَيءٍ اقتَطَعُوهُ وَ سُحتٍ أکَلُوهُ وَ خُمسٍ أستَحَلُّوهُ وَ باطِلٍ أسَّسُوهُ وَ جَورٍ بَسَطُـوهُ وَ نِـفاقٍ أسَرُّوهُ وَغَـدرٍ أضمَرُوهُ  وَ ظُـلمٍ نَشَـرُوهُ وَ وَعدٍ أخلَفُـوهُ وَ أمانٍ خانُـوه وَ عَهـدٍ نـَقَـضُـوهُ وَ حَـلالٍ حَرَّمُوهُ وَ حَرامٍ أحَلُّوهُ وَ بَطنٍ فَتَّقُوهُ جَنینٍ أسقَطُوهُ وَضِلعٍ دَقُّوهُ وَ صَکٍّ مَزَّقُـوهُ وَ شَملٍ بَدَّدُوهُ وَعَـزیزٍ أذَلُّوهُ وَ ذَلیلٍ أعَزُّوهُ وَ حَقٍّ مَنَعُـوهُ وَ کِذبٍ دَلَّسُوهُ وَ حُکمٍ قَلَّبُوهُ وَ إمامٍ خالَفُوهُ. أللّهُمَّ العَـنهُم بِکُلِّ آیَةٍ حَرَّفُـوها وَ فَریضَةٍ تَرَکُوها سُنَّةٍ غَیَّرُوها وَ رُسُومٍ مَنَعُـوها وَ أحکامٍ عَطَّلُوها وَ بَیعَةٍ نَکَـثـُوها وَ دَعـوَی أبطَــلُوها وَ بَـیـِّنَةٍ أنکَـرُوها وَ حـیـلَةٍ أحـدَثـُوها وَ خِـیانَةٍ  أورَدُوها وَ عَـقـَبَةٍ إرتَـقُـوهـا وَ دِبابٍ دَحرَجُوها وَأزیافٍ لَزِمُوها وَ شَهـاداتٍ کَتَمُـوها وَ وَصِـیَّةٍ ضَیَّعُوها.أللّهُمَّ العَنهُما في مَکنُونِ السِّرِ وَ ظاهِرِ العَلانِیَةِ لَعـناً کَثـیـراً أبَـداً دائـماً دآئِـباً سَرمَـداً لا  إنقِـطاعَ  لِأمَـدِهِ وَ لا نَـفـادَ لـِعَـدَدِهِ لَعــناً یَغـدُو أوَّلُهُ وَ لایـَرُوحُ آخِـرُهُ لَهُم وَ لِأعـوانِهِم وَ أنصارِهِم وَ  مُحِبّیهُم وَ مُوالیهِم وَ المُسَّلَمینَ لَهُـم وَ المـآئِلـینَ إلَـیهِـم وَ النَّـاهِـضـیـنَ بِـاحـتِجـاجِهِـم وَ الـمُــقـتـَدیـنَ بِکَـلامـِهـِـم وَ الـمُــصــَدِّقـیـنَ بِـأحکـامِـهِـم. ثُمَّ قُل أربَعَ مَرّاتٍ: ألـلـّهُـمَّ عَــذِّبـهُـم عَــذابـاً یَـسـتَـغـیـثُ مـِنـهُ أهـلُ الـنّـارِ.آمینَ رَبَّ العالَمینَ.

 

متن کامل دعا به همراه ترجمه آن در ادامه مطالب

 

ادامه نوشته

 

هـر کس کـه بگــوید ، که تبـّـری ضرر است

 

او را نه ز دیــن و نه ز ایمــان خبـــــر است

 

فرزنـــد علـــــی اگـــــر تبـــّــــری نکند


فرزنـــد علـــــی نیـست ز نســل عمر است

 

لعن الله عمر، ثم ابابکر عمر، ثم عثمان عمر،

 ثم عمر، ثم عمر

 

اقراری دیگر از عمر و اعتراف او به برحق بودن امیرالمومنین علیه السلام

 

از ابن فهد که از مجتهدین شیعه می باشد در کتاب عدّه الداعی نقل کرده است و ابن طاووس می گوید که: کتابی است از تصانیف مامون - خلیفه عباسی و تاریخ تصنیف آن کتاب در سال 251 بود و آن کتاب را اعلام نام کرده اند در آن کتاب دیدم که:

از حکم بن مروان از حبیب بن صلت قل نموده که در ایام خلافت عمر روزی عمر را مساله ایی مشکل شده بود و برمی خاست و می نشست و به هیچ وجه ، راه به در شدن نمی توانست یافت. پس روی به مهاجر و انصار کرده و گفت: شما را در این باب چه به خاطر می رسد؟ ایشان در جواب گفتند که: تویی امیرالمومنین و مشکلهای ما همه از پیش تو حل می شود ، ما چه بگوییم؟ عمر غضبناک شده گفت: ای جمع از خدا بترسید و از او بپرهیزید و آنچه راست است بگویید ، به خدا قسم ما و شما هم می دانیم که حل این مشکل از که می شود و دانا به این نحو مسائل کیست؟ یارانش گفتند: گویا غرض تو علی بن ابی طالب است. عمر گفت: به غیر از او ، مگر دیگری هست و گمان دارید مثل اویی؟ گفتند: پس او را طلب کن! گفت: او نفس پیغمبر است و بهترینِ آل هاشم و معدن علم ، او به جایی نمی رود بلکه مردمان را ضرور است که به خدمت او بروند اگر کاری می کنید مرا به خدمت او ببرید. پس، حضّار مجلس به خدمت آن حضرت رفتند ، دیدند بیلی در دست دارد و ازاری کوتاه پوشیده به تعمیر دیوار خانه مشغول است و این آیه می خواند و می گریست: « اَیَحسَبُ الانسان اَن یُترک سدی اَلَم یک نُطفه مِن منیٍ یُمنی » یعنی: "آیا می پندارد آدمی، آنک فرو گذاشته باشد مُهمَل و معطل که در دنیا مکلف و در دنیا مبعوث نگردد؟ آیا آدمی نبوده است قطره آبی ریخته شده در رحم" و مردمان  از گریه او به گریه در آمدند و بعد از لحظه - ای امام- ساکن شد و یاران ساکن شدند و عمر آن مساله را از آن حضرت سوال کرد و جواب شنید و چون خاطرش جمع شد گفت: یا علی! حق تعالی تو را برگزیده بود و به جهت رَهنمایی خلق تعیین کرده ولیکن قوم تو از آن سر باز زدند و نگذاشتند که حق به حقدار برسد. پس حضرت فرمود: ای عمر! روز قیامت روزی است که هر چیزی در آن روز مشخص می شود ، هر کسی کِشتۀ خود را می دِرَوَد و وعده گاه همه آنجاست و به جزای خود می رسند، پس عمر از آنجا بیرون آمده رنگ و رویش سیاه و تیره شده بود.

حدیقه ااشیعه مقدس اردبیلی باب مطاعن خاصه عمر لعنت الله علیه

 

نامه طولانی عمر به معاویه در مورد ظلمی که بر حضرت زهراء سلام الله علیه وارد نمودند

 

اقرار نامه عمر لعنت الله علیه

علامه مجلسی رحمه الله در بحارالانوار گوید:

  یکی از دانشمندان و فضلاء ، در شهر مکه مکرمه در نقل این روایت به من اجازه داد و چنین گفت که این روایت را از جلد دوم کتاب «دلائل الامامه» نقل میکند، عین عبارت آن بدینگونه است: ابوالحسن محمد بن هارون بن موسی تلعکبری، از پدرش از ابوعلی محمد بن همام از جعفر بن محمد بن مالک فزاری کوفی، از عبدالرحمن بن سنان صیرفی، از جعفر بن علی جواد، از حسن بن مسکان، از مفضل بن عمر جعفی، از جابر جعفی، از سعید بن مسیب روایت کرده که بعد از آنکه خبر شهادت امام حسین علیهم السلام به مردم مدینه رسید مردم از اینکه سر آن حضرت را بریده و برای یزید بن معاویه برده و هیجده نفر از افراد خاندان و سی و پنج نفر از یاران او را کشته ، گلوی کودکش علی را آماج تیر ساخته و او را پیش رویش کشته و زنها و فرزندانش را به اسارت برده سخت ناراحت شده و در منزل ام سلمه در حضور زنان و همسران رسول خدا و دیگر خانه های مهاجران و انصار به اقامه عزا و تشکیل مجالس سوگواری پرداختند، عبدالله بن عمر شیون کنان، گریبان چاک، بر سر زنان، از خانه به در آمده میگفت: ای گروه بنی هاشم و ای قریش و ای مهاجرین و انصار، آیا شما زنده هستید و روزی میخورید و میبینید که درباره رسول خدا و خاندان و فرزندانش چنین ستمی را روا داشته اند، با وجود یزید قرار و آرامشی نیست، شبانگاه از مدینه خارج شده و به هر شهری که رسید فریاد برآورده و مردم آن جا را علیه یزید تحریک کرد.

 

احادیث بعدی در ادامه مطالب

ادامه نوشته

مطالبی درباره ابولولو

 

ابولولو فيروز ملقب به بابا شجاع الدين نهاوندي الاصل: او از بزرگان مسلمين و مجاهدين بلكه از خالص ترين پيروان اميرالمومنين (عليه السلام) است

رياض العلماء سفينه البحار ج 7 ص 561 ماده لؤلؤ

 

 

احادیث بعدی در ادامه مطالب

ادامه نوشته

الحمد لله رب العالمين و صلي الله علي سيدنا محمد و آله الطاهرين سيما بقية الله في الارضين و اللعن علي اعدائهم الي يوم الدين

خداوند تبارك و تعالي در حديث قدسي به پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اي محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)! همانا من اين روز(9ربيع الاول) را عيد براي تو و براي اهل بيت تو و براي تابعان و شيعيان آن ها قرار دادم و بر خودم لازم شمردم ، به عزّت و جلالم و بلندي جايگاهم قسم قطعاً هر كه اين روز را عيد شمارد، او را دوست بشمارم و در زمرۀ نزديكان خودم به حساب آورم و اگر در اين روز بر خانوادۀ خود روزي فراوان دهد هر آيينه مالش را وسعت دهم. 

   بحارالانوار، جلد 31/120

احادیث بعدی در ادامه مطلب

ادامه نوشته

هر آنکه لعنت به عمر ز روی ایمان کند

ثواب او مطابقت به ختم قرآن کند

به لعن او بندگی خدای سبحان کند

بدین عمل خدا به بنده لطف و احسان کند

خدا بکن عذاب او تو دم به دم بیشتر

بگو به آوای جلی لعنت حق بر عمر

 

امام سجاد (علیه السلام): هرکس جبت و طاغوت را هر روز یک مرتبه لعن کند خدای متعال هفتاد هزار هزار(هفتاد میلیون) حسنه برای او بنویسد و هفتاد هزار هزار گناه از او محو کند و هفتاد هزار هزار درجه او را رفعت بخشد و هرکه در شب یک مرتبه آن دو (جبت و طاغوت) را لعن کند همین ثواب در نامه عملش نوشته شود.

شفاء الصدور ج 2،ص378

خود تدبر بنما

 

231) درد بی دوا  =   ابوبکر (231)

(310) مِیسَرـ مُنکر ـ جاهل ـ منافق  = عمر(310)

(661) شجرۀ زقوم  = عثمان (661)

( انا من المجرمین منتقمون ) (همانا ما از مجرمین انتقام گیرنده ایم) =  1202

ابوبکر(231) + عمر(310) + عثمان(661)  =  1202

انا من المجرمین منتقمون = ابوبکر + عمر + عثمان

حسن شروع جزوه شماره 2

 

قال جبرئیل للنبی

« والذی بعثک بالحق نبیاً لو ان اهل الارض یحبون علیا کما تحب اهل السماء ما خلق الله النار »

جبرئیل به پیامبر صل الله علیه و آله و سلم فرمود:

قسم به کسی که تو را به نبوت برگزید ، اگر اهل زمین علی را چون آسمانیان دوست می داشتند خداوند هرگز جهنم را خلق نمی کرد

احقاق الحق جلد 7 صفحه 152